بی بی شهربانو (بخش چهارم )

بی بی شهربانو  (بخش چهارم و پایانی )

بناى بقعه بى بى شهربانو

اين بقعه بسيار قديمى از سنگ و گچ ساخته شده است . تاقهاى مهم تر آن را با آجر زده اند . آنچه از وضع ساختمان آن بر مى آيد ، هسته اصلى بناى مزبور در دوران ساسانى ساخته شده ، در قرن چهارم هجرى براى آرامگاه مورد استفاده واقع و قسمتى به آن افزوده شده است و در رديف مقابر كوهستانى ديگرى كه در خارج شهر باستانى رى مى ساخته اند بوده است .

 

از لحاظ معمارى ، قسمت گوشه جنوب شرقى آن ـ كه مشتمل بر بناى چهار گوش منظم و استوار سنگى با پوشش ضربى سنگ و آجر است ـ از عهد آل بويه و قسمت حرم و اطاق طويل جنوبى آن از دوران ساسانى و ديوارهاى خارجى صحن هم زمان با بناى سنگى عهد آل بويه و عصر سلجوقيان مى باشد و در قرون بعدى به وسيله

حداث رواق و ديوارها و اطاقهاى مختلف ، بقعه را به صورت كنونى درآورده اند .

صندوق منبّت روى قبر مطهّر ، احاديث نبوى و نام و القاب شهربانو را دربرداشته و تاريخ سال ۸۸۸ هجرى و نام بانى آن استاد محمّد بن صفر شاه حدّاد قمى ذكر گشته است و سازندگان آن حسين و محمّد فرزندان استاد حسن نجّار لواسانى معرّفى شده اند .

در منبّت زيبايى از دوران شاه طهماسب صفوى در جانب شرقى حرم ـ كه مدخل اصلى و قديمى آن است قرار دارد ـ علاوه بر نام شهريار مزبور ، نامِ بانىِ در ، محمّد فرزند احمد اراغ بيكا (؟) و سازنده آن هدايت اللّه فرزند فضل نجّار و تاريخ ۹۶۲ بر آن ذكر گرديده است .

گچ بريها و تزيينات دوره قاجاريّه هم در اين بقعه وجود دارد و از لحاظ پيوستگيهاى مختلف ظاهرى و معنوى اين بقعه و معتقدات مردم درباره آن با سنن و آداب پيش از اسلام مردم ايران اهميّت خاصى در ميان است .

بقعه بى بى شهربانو مشتمل بر حرم كوچك چهارگوشى است كه هر ضلع آن در حدود سه متر و چارك طول دارد . مدخل اصلى حرم از جانب مشرق سردرى است كه در عهد صفويّه به صورت فعلى در آورده اند جلو سَردَر دهليزى قرار دارد كه پيش تر به صورت ايوانى بود و قسمتى از حياط اندرون بقعه محسوب مى شد و در سالهاى اخير پيش با نصب در و احداث ديوار آن را از صورت ايوان در آورده ، تبديل به دهليز يا رواق جلو مدخل اصلى بقعه نموده اند .

در جنوب همين دهليز ، بنايى مرّبع سنگى استوارى از آثار قرن چهارم هجرى وجود دارد كه طول هر ضلع داخلى آن پنج متر و هشتاد سانتى متر بوده ، پوشش ضربى آن نيز همان طاق قديمى و اصلى بناست كه به حال خود باقى است . چون ساليان متمادى است كه اين بنا مورد استفاده واقع گرديده است ، داخل آن به كلّى دود زده و سياه است و ضمن تعميرات بقعه دوده ها و سياهى را بايد زدود .

بنابر آنچه ذكر شد ، بناى مرّبع سنگى مزبور در جنوب شرقى حرم بى بى شهربانو

واقع گرديده است و وضع كلّى ساختمان مى رساند كه اطاق يا حرم بى بى شهربانو اگر با اين بناى سنگى در يك زمان ساخته نشده باشد ، ديرتر از آن ، بنا نگرديده است ، بلكه به جرأت مى توان گفت كه بنياد آن را پيش از بناى سنگى نامبرده گذارده اند و دلايل اين قدمت وضع جزئيات بقعه بى بى شهربانو از لحاظ ديوار و دو درگاه شمالى و جنوبى آن و قراين ساختمانى ديگر است .

در جنوب حرم ، اطاق طويل مسدودى است كه طول آن در جهت شرقى و غربى بوده ، از مشرق به بناى مربّع سنگى سابق الذّكر منتهى مى گردد و معلوم مى دارد راه ورود به بناى سنگى مزبور در ابتدا از همين اطاق طويل ـ كه دهليز آن محسوب مى شد ـ بوده است .

در شمال حرم ، مسجد يا رواقى از عهد قاجاريّه قرار دارد كه كتيبه و تاريخى ندارد ، ولى به نظر مى رسد متعلّق به حدود دو قرن پيش باشد .

اين مسجد يا رواق به وسيله يك در به حرم مربوط مى شود ، ولى درِ مزبور عموما بسته است و مردانى كه در زمره سادات نيستند و به زيارت بقعه بى بى شهربانو مى روند ، به پيروى از معتقدات مردم داخل حرم بقعه نمى شوند ، عموما در اين مسجد يا رواق مراسم زيارت را به جاى مى آورند و صحن بزرگ تر بقعه ـ كه حياط بيرونى آن حساب مى شود ـ در شمال همين مسجد قرار دارد و در شمال صحن اطاقى است كه ميهمانان متولّى يا زوّار ديگر در آن سكونت مى نمايند و پشت اطاق از سمت شمال به صخره كوهستان متّصل مى شود .

با كمى دقّت و تجسّس در ديوارهاى خارجى بنا معلوم مى شود صحن شمالى بقعه ـ كه حياط بيرونى فعلى باشد ـ در قديم يعنى موقع آبادى شهر رى مدخلى مناسب از سمت مغرب داشته كه هنوز آثار سر در آن باقى و مشهود است و استنباط مى شود آثار سر در مزبور مربوط به دوره سلجوقى است و اگر اين استنباط درست باشد ، صحن و بقعه بى بى شهربانو در قرون چهارم و پنجم هجرى وجود داشته ، با وضع آن زمان

شهر رى هم زيارتگاهى جهت مردم علاقه مند بوده است .

قديمى ترين كتيبه موجود در بقعه عجالتا نوشته هاى روى صندوق مرقد است . صندوق مزبور به طول يك متر و هفتاد و هشت سانتى متر و به عرض ۹۷ و ارتفاع ۹۸ سانتى متر در گوشه جنوب غربى حرم متّصل به ديوار روى قبر قرار دارد و ديوار جنوبى حرم را از پايين تقريبا سى سانتى متر تراشيده اند كه صندوق را در گوشه حرم بگذارند .

بر روى اضلاع شمالى و شرقى صندوق ، تزيينات منبّت كارى و كتيبه هاى مختلف وجود دارد و كتيبه هاى مزبور عموما به خطّ ثلث و برجسته بوده ، علاوه بر آيات قرآن كريم و احاديث ، مانند صندوقها و آثار نظير آن ، مشتمل بر اطّلاعات مفيدى است كه مورد توجّه و استفاده علاقه مندان قرار مى گيرد .

بر روى حاشيه بالاى اضلاع شمالى و شرقى صندوق آيه شريفه كرسى از «بسم اللّه الرّحمن الرّحيم» تا «و هو العلىّ العظيم» نوشته شده است .

بر ضلع شمالى صندوق دو كتيبه هم به طور قائم قرار دارد . كتيبه طرف راست حاوى اين جمله است: «قال النّبىّ عليه السلام: ان كنت صاعا لكنت نجارا فى سنة ثمان و ثمانين و ثمان مائه» .

صندوق مزبور به سال ۸۸۸ هجرى يعنى دو سال بعد از در عتيقه اى كه در بقعه سيد اسماعيل تهران وجود دارد و هفت سال پيش از تاريخ ساختمان صندوق متبرّك امامزاده يحيى عليه السلام تهران ساخته شده است .

كتيبه قائم سمت چپ ضلع شمالى صندوق شامل عبارت ذيل است: «هذه المقبرة لامّ المؤمنين و خير الخواتين ستّى شهر بانوية قدّس اللّه سرّها» . هر ضلع شرقى صندوق (طرف پايين پا) نيز دو حاشيه قائم مشتمل بر دو كتيبه دارد كه روى آن دو اين عبارات مسطور است:

بر حاشيه سمت راست: «هذه المقبرة ذكر آن قاعدتا بايد قبل از كلمه هذه باشد و ممكن است صحيح اين كتيبه «العامر هذه المقبرة …» باشد و به هر حال معلوم مى شود بانى صندوق استاد محمّد پسر صفر شاه آهنگر قمى بوده است و به شرحى كه سابقا ذكر نموديم بناى بقعه بسيار قديمى تر از تاريخ احداث صندوق است .

بر حاشيه سمت چپ همان ضلع ، استادان سازنده صندوق بدين قرار معرّفى گرديده اند: «عمل حسين و اخوه محمّد اباهما استاد المحروم حسن نجّار اللواسانى » . اضلاع جنوبى و غربى صندوق به ديوار متّصل بوده ، چيزى از آن پيدا و مشهود نيست و يقينا كتيبه هم ندارد و آنچه مشخص است اين است كه دو طرف صندوق با تخته هاى صاف و محكم و آلت بندى نظير اضلاع شمالى و شرقى پوشيده شده ، منتها تزيينات منّبت كارى و كتيبه در آنها به كار نرفته است .

غير از نوشته هاى روى صندوق ، كتيبه هايى هم روى در ورودى اصلى بقعه ـ كه در مشرق حرم قرار دارد ـ مسطور است كه آنها نيز عموما به خط ثلث و به طور برجسته مرقوم رفته است و ذيلاً ذكر مى گردد:

بر روى دو لوحه بالايى دو لنگه در هر لوحه در دو سطر كوچك روى لنگه راست: «فى عصر سلطان الاعظم خاقان المعظم ابو المظفّر شاه طهماسب » . روى لنگه چپ: «بهادرخان الصّفوى خلّد اللّه تعالى ملكه و سلطانه» بر روى دو لوحه پايينى به همان ترتيب ، روى لنگه راست: «قد وقف هذه الباب محمّد بن المرحوم محمّد …» كه پس از نام محمّد دو كلمه شبيه راع الكابة(؟) مرقوم است . روى لنگه چپ: «فى تاريخ سنة اثنى و ستّين و تسع مائه عمل هدايت اللّه بن فضل نجّار » .

بر لوحه زيارت نامه بى بى شهربانو نامهاى متعدّد جهت مشاراليها ذكر شده است . جملاتى چند از زيارت نامه بدين قرار است:

السّلام على التّقيّة النّقيّة شهربانو بنت الملك الكسرى . السّلام على الرّضيّة

المتبرّكة استاد محمّد بن صفر شاه حدّاد قمى » . كلمه دوم اين كتيبه شيبه «العام» است كه درست تشخيص داده نمى شود و محلّ

المرضيّة شاه جهان بنت يزدجرد شهريار ام الأئمة الاطهار . السّلام على الزّكيّة المتحيرة شاه جهان زوجة شباب اهل الجنّة سيّد الشّهداء . السّلام على الكريمة الاصيلة المدهوشة فى عاشوراء شاه زمان المحبوبة عبنا اله . السّلام على الصّالحة المقدسة جهان بانو المرغوبة عند رسول اللّه …» .

روى الواح ديگرى كه در رواق يا مسجد شمالى حرم بر ديوار نصب گرديده ، رواياتى از مرحوم سيّد نعمت اللّه جزايرى و مرحوم حاج شيخ عبدالكريم قمى نقل و ضمن آنها چنين ذكر شده است كه پس از واقعه روز عاشورا چون بى بى شهربانو نسبت به اعراب بيگانه بود ، به دستور امام از همراه شدن با ساير اعضا و خانواده يعنى اهل بيت اطهار و عزيمت به شام خوددارى نموده ، و عازم سرزمين ايران كه موطن اصلى مشاراليها بود ، گرديد و در رى فوت نموده در كوهستان مجاور رى دفن گشت كه همين محلّ بقعه باشد .

در سردر اصلى بقعه مانند ساير زيارتگاههاى مورد علاقه توده ملت ، تصاوير ائمّه و نقوش مذهبى متعدّد به ديوار نصب است و در ميان آنها پرده نقّاشى كوچكى ديده مى شود كه بانوان زوّار با چادر سياه و نقاب معمولى ايستاده و زيارت نامه به دست گرفته مشغول خواندن آن هستند و اين پرده يكى از تصاويرى است كه نظر بيننده را جلب مى نمايد و نمونه ساده اى از مظاهر روح بى آلايش و ذوق فطرى و ذاتى ملّت ايران را جلوه گر مى سازد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *